سر انجام پس از مدتها آخرین قسمت این دایره المعارف هم آماده گردید ! سه قسمت گذشته این فرهنگ نامه در وبلاگ قبلی ام بود که فیلتر شد !!
حروف "ف ق ک گ ل م ن و ه ی "
ف)
فتنه: هرچه از قتل هم بدتر باشد . همه ی چیزهایی که امارت اسلامی را تهدید کنند.
فلسطین: مادری که از دایه نامهربان تر باشد.؛ مشعل فروزان خالد.
فقه پویا: فقه تحت ویندوز؛
ق)
قاری: کسی که قرآن بخواند و یخچال و سکه جایزه گیرد.
قرائتی: اوقات فراغت بالای هفتادساله ها پس از زیارت اهل قبور.
قانون اساسی: کابل (اصلاح رایج در میان بازجویان اوین)
قوه ی قضائیه: حسابرس کرم الکاتبین. دادگستری حمورابی.
ک)
کوفه: شهری در بین النهرین که ساکنانش طرفداران ولایت نبودند.
کیهان: روابط عمومی دارالأسلام. خدایگان عالم مطبوعات. عالِم به اسرار غیب و اوین.
گ)
گروهک: مجموعه ای از افراد که در سقوط شاه نقش داشتند و احیاناً کتاب یا جزوه ای خوانده بودند. گروه هایی کوچک که هر قدر از آنان بکشند، تمام نشوند.
گزینش: نکیر و منکر پیش از شب اول قبر. احراز صلاحیت در غسل میّت و نماز وحشت.
ل)
لباس شخصی: پاسدار در شُرُف گزینش، در حال اضافه کاری، یا صرفاً تنوع طلب. کسی که به اهل کوفه نبودن خود علم الیقین دارد.
م)
مجلس: عکس پشت اسکناس ده تومانی.
مجلس خبرگان: پارکی برای انسانهای بالای 1۲0 سال. مکانی برای مداحی.
مجمع تشخیص مصلحت: حیات خلوت نظام. اتاقی با مبلمان سوپر شیک برای تخلیه ی روحی آدمهای مهم سابق.
مرجع تقلید: کسی که مخیّرات مسلمین و مسلمات را بهتر از خودشان بداند. برای تقلید ( اینکه کی کِی چگونه باید چه کند) به او رجوع می شود.
مردم سالاری دینی: آمیزش مردسالاری با دموکراسی.
مستضعف: پرولتاریا پس از غسل میت.
مفسد فی الأرض: کلام آخر: می خواهم تو نباشی!
منتظری: امام مخلوع. روزگار سپری شده ی مردم سالخورده. ولی فقیه اکبر گنجی و عبدالله نوری.
منکرات: همه ی تجاربی که برخی در جوانی نداشته اند لذا مِن بعد جز خودشان کسی نباید داشته باشد.
مورد: چیزی که بسیجی، اطلاعاتی و انتظامی کشف کند و جایزه بگیرد.
موعید باشید: حواست باشه، با خودی طرفی !
مهدور الدم: کسی که برای جلوگیری از هدر رفتن خونش باید در اسرع وقت به قتل برسد.
ن)
ناموس: برهان قاطع؛ ، که گاهی با واکنش های خونبار همراه است.
نظام: شهر خدا. چیزی که حفظ آن اوجب واجبات باشد.
نهی از منکر: سنتز "نصیحت گوش کن جانا" با پنجه بوکس یا کُلت و دست بند.
نیروی انتظامی: (کادری) لباس شخصی در لباس مبدّل. (وظیفه) مفلوک ترین طریق آش خوری
و)
ولی فقیه: بزرگ عمامه داران. نماینده مختار امام زمان بر زمین.
ه)
هجمه: "بالای چشمت ابرو" ی سابق.
ی)
یارانه: اکرام المساکین. انعام خدایگان به بندگان.
حروف اضافه )
ابلهی که همه چیز میدانست : (تئوری )موجودی که فکر میکند خیلی میداند در حالی که هیچ نمیداند . (عملی) آنکه باید زبانش بریده شود !!
به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقیست ...

