تبليغاتX
! ابلهی که همه چیز میدانست
دروبلاگ وزین کافه ناصری مطلبی بود در خصوص کتابی حاوی دوبیتی های سکسی و اروتیک که از وزارت ارشاد جناب مستطاب صفار خان هرندی مجوز چاپ گرفته است و نمونه این اشعار به شرح ذیل است :

دو پستونت سفید و سینه پر خال
بپوش رو سینه‌تو که رفتم از حال
بپوش رو سینه‌تو که کس نبینه
بشه مثل من عاشق گرفتار !

و یا می فرماید :
تن گل از تو و گل چیدن از من
لب لعل از تو و بوسیدن از من
دو پستونت بده بر دست عاشق
تحمل از تو و مالیدن از من!

و به ایضا :
فدای سینه بی‌کینه تو
فدای قلب چون آیینه تو
به حمام می‌روی صابون نداری
شوم صابون بشویم سینه تو

در همین راستا ما بر آن شدیم تعدادی شعر اروتیک سنتی بسراییم باشد که مجوز بگیرد و چاپ شود :

دو پستونت مثال ماه گردون
میون آسمون شب نمایون
نمی دونی ممه دونت* چو ابره
زنم ابر رو بره با باد دندون 
                                         *ممه دون در قدیم به سوتین گفته اند

میان پای تو دریای هامون
دل ما از پیش گردیده پر خون
بهل* تا بردرم این جامه از تن
میان بحر تو شویم سرش من
                                         * بگذار اجازه بده

مرا بنگر ببین بهرت ذلیلم
بزن بر سینه ات دست علیلم
بمالم سینه ات گردد قلمبه
سپس حلم از تو و از من تلمبه *
                                         *تلمبه نوع خاصی از شانه کردن مو بوده است

به روز غزل ان یل ارجمند
به دست و لب و عشوه های لوند
بمالید و بوسید و لاسید مست
زنان را سر و سینه و پا و دست
                                 در این شعر از صنعت لف و نشر استفاده گردیده است

تو را گفتم بیا یک شب کنارم
بهل تا جامه از جانت درارم
نذاشتی عشوه کردی توی کارم
زدی ریدی توی حال و قرارم


این اشعار در زمان بیهوشی کامل سروده شده و ابله پس از به هوش آمدن از تمام دوستانش عذر خواهی میکند

نوشته شده توسط امیر در شنبه بیست و ششم خرداد 1386 ساعت 10:11 | لینک ثابت |

سر انجام پس از مدتها آخرین قسمت این دایره المعارف هم آماده گردید ! سه قسمت گذشته  این فرهنگ نامه در وبلاگ قبلی ام بود که فیلتر شد !!

حروف "ف ق ک گ ل م ن و ه ی "

ف)

فتنه:  هرچه از قتل هم بدتر باشد . همه ی چیزهایی که امارت اسلامی را تهدید کنند. 

فلسطین: مادری که از دایه نامهربان تر باشد.؛ مشعل فروزان خالد.

فقه پویا: فقه تحت ویندوز؛

 ق)

قاری: کسی که قرآن بخواند و یخچال و سکه جایزه گیرد.

قرائتی: اوقات فراغت  بالای هفتادساله ها پس از زیارت اهل قبور.

قانون اساسی: کابل (اصلاح رایج در میان بازجویان اوین)

قوه ی قضائیه:  حسابرس کرم الکاتبین. دادگستری حمورابی.

ک)

کوفه: شهری در بین النهرین که ساکنانش طرفداران ولایت نبودند.

کیهان:  روابط عمومی دارالأسلام. خدایگان عالم مطبوعات. عالِم به اسرار غیب و  اوین.

 گ)

گروهک:  مجموعه ای از افراد که در سقوط شاه نقش داشتند و احیاناً کتاب یا جزوه ای خوانده بودند. گروه هایی کوچک که هر قدر از آنان بکشند، تمام نشوند.

 گزینش: نکیر و منکر پیش از شب اول قبر. احراز صلاحیت در غسل میّت و نماز وحشت.

ل)

لباس شخصی: پاسدار  در شُرُف گزینش، در حال اضافه کاری،  یا صرفاً تنوع طلب. کسی که به اهل کوفه نبودن خود علم الیقین دارد.  

م)

مجلس: عکس پشت اسکناس ده تومانی.

مجلس خبرگان: پارکی برای انسانهای بالای 1۲0 سال. مکانی برای مداحی.

مجمع تشخیص مصلحت: حیات خلوت نظام. اتاقی با مبلمان سوپر شیک برای تخلیه ی روحی آدمهای مهم سابق.

مرجع تقلید: کسی که مخیّرات  مسلمین و مسلمات را بهتر از خودشان بداند.  برای تقلید ( اینکه کی کِی چگونه باید چه کند) به او رجوع می شود.

مردم سالاری دینی: آمیزش مردسالاری با دموکراسی.

مستضعف: پرولتاریا پس از غسل میت.

مفسد فی الأرض: کلام آخر: می خواهم تو نباشی!

منتظری: امام مخلوع. روزگار سپری شده ی مردم سالخورده. ولی فقیه اکبر گنجی و عبدالله نوری.

منکرات: همه ی تجاربی که برخی در جوانی نداشته اند لذا مِن بعد جز خودشان کسی نباید داشته باشد. 

مورد: چیزی که بسیجی، اطلاعاتی و انتظامی کشف کند و جایزه  بگیرد. 

موعید باشید: حواست باشه، با خودی طرفی !

مهدور الدم: کسی که برای جلوگیری از هدر رفتن خونش باید در اسرع وقت به قتل برسد.

ن)

ناموس: برهان قاطع؛ ، که گاهی با واکنش های خونبار همراه است. 

نظام: شهر خدا. چیزی که حفظ آن  اوجب واجبات باشد. 

نهی از منکر: سنتز "نصیحت گوش کن جانا" با  پنجه بوکس یا کُلت و دست بند.

نیروی انتظامی: (کادری) لباس شخصی در لباس مبدّل.  (وظیفه) مفلوک ترین طریق آش خوری

و) 

ولی فقیه:  بزرگ عمامه داران.  نماینده مختار امام زمان بر زمین. 

ه) 

هجمه: "بالای چشمت ابرو" ی سابق.

ی) 

یارانه: اکرام المساکین. انعام خدایگان به بندگان.

حروف اضافه )

ابلهی که همه چیز میدانست : (تئوری )موجودی که فکر میکند خیلی میداند در حالی که هیچ نمیداند . (عملی) آنکه باید زبانش بریده شود !!  

به پایان آمد این دفتر ، حکایت همچنان باقیست ...

نوشته شده توسط امیر در شنبه دوازدهم خرداد 1386 ساعت 16:49 | لینک ثابت |

نوشته شده توسط امیر در چهارشنبه نهم خرداد 1386 ساعت 12:36 | لینک ثابت |
 
 کارشناسان اقتصادی گفتند که اقتصاد ایران رو به ویرانی است. دیروز هم محسن آرمین گفت: « در طول اين دو سال در تمامي عرصه‌هاي سياسي، اقتصادي سير قهقرايي داشته‌ايم» برخی کارشناسان پرسیدند: پس اوضاع فرهنگی و اجتماعی چی؟ آگاهان نزدیک به دولت گزارش دادند که قسمت به قهقرا رفتن کشور در زمینه های اقتصادی و سیاسی برنامه دو سال اول رئیس جمهور بود، قسمت به قهقرا رفتن فرهنگی و اجتماعی برنامه سال سوم و چهارم است که پانزده روز است شروع شده.
 
 منوچهر متکی رفت سوئد. حالا برای چی سوئد؟ خب می رفت افغانستان یا پاکستان. منوچهر متکی در سوئد با تظاهرات ایرانیان مخالف مواجه شد. خب برای چی رفت سوئد؟ می رفت افغانستان یا پاکستان یا لبنان تا با تظاهرات ایرانیان موافق مواجه شود. منوچهر متکی رفت سوئد و از دست دادن با معاون نخست وزیر سوئد خودداری کرد. خب، برای چی رفت سوئد که معاون نخست وزیرش زن است؟ خب می رفت پاکستان و افغانستان که معاون نخست وزیرش زن نیست و با او دست که می داد هیچ، معانقه هم می کرد. من نمی فهمم، این همه جای مناسب مثل افغانستان و توگو و پاکستان و گامبیا، برای چی می روند سوئد که هرجای آن بروی یک تعداد خانم بدحجاب هستند که تا می روی به طرفشان فوری دستشان را دراز می کند؟
 
 مدتی قبل اعلام شد که « معاون حراست دانشگاه کرمانشاه به دلیل تجاوز به یک دختر دانشجو دستگیر شد.» دو روز قبل اعلام شد که « یکی از مسوولان واحد حراست دانشگاه کرمانشاه به دلیل تعدی به یک دانشجو دستگیر شد.» یک روز قبل اعلام شد که « یک کارمند عادی حراست که ظاهرا بعد از تجاوز معلوم شد که قبل از تجاوز هم معاون حراست نبود، به دلیل برخی ارتباطات نامشروع که معلوم نیست با رضایت طرفین بوده یا نه، همراه با همان دختر دانشجو بازداشت شدند.» امروز اعلام شد که « یکی از کارکنان حراست دانشگاه کرمانشاه با یکی از دانشجویان دختر دانشگاه با همدیگر ازدواج کرده و مراسم ازدواج آنان بزودی برگزار می شود.» فردا اعلام خواهد شد که « مسوول حراست دانشگاه کرمانشاه ضمن تکذیب ازدواج یکی از دربانان دانشگاه که هرگز با حراست همکاری نداشته مورد تجاوز یکی از دانشجویان دختر دانشگاه می خواست قرار بگیرد که دختر مذکور دستگیر و دربان مذکور آزاد شد.»
 
 بنا به گزارش منابع خبری یک اثر تاریخی در خراسان رضوی به دامداری تبدیل شده است. کارشناسان آثار تاریخی اعلام کردند که در شرابط کنونی این موضوع کاملا طبیعی است، چون وقتی تعداد زیادی گاو و تعداد کمی اثر تاریخی وجود دارد، معمولا چنین چیزی اتفاق می افتد. یک گاو که در این محل زندگی می کند، گفت: « ما به آنها گفتیم که این کار خوبی نیست، ولی آنها پاسخ دادند که شما گاو هستید و نمی فهمید !
نوشته شده توسط امیر در یکشنبه ششم خرداد 1386 ساعت 13:43 | لینک ثابت |